|
|
|
||||
|
ای نفست یار مدد کار ما کی و کجا وعده ی دیدار ما
![]()
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 16:23 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فاطمه (س) در قيام و قعودش شبيه پيامبر (ص) است... از عايشه نقل شده است كه گفت: كسى را شبيهتر از فاطمه (س) به رسول خدا (ص) از نظر رفتار و روش فردى در قيام و قعود نديدم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:51 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
يكى از آداب و رسوم زمان پيشين اين بود كه يكديگر را به اسم صدا مىكردند، و اين نوع خطاب نسبت به بعضىها خلاف ادب بود، مخصوصاً حضرت رسول اكرم صلواتاللَّه و سلامه عليه كه از مقام والا و احترام خاصى برخوردار بود نمىبايد مثل ساير افراد مخاطب قرار گيرد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:50 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حضرت امام صادق عليهالسلام از طريق پدرش از جابر بن عبداللَّه انصارى نقل مىكند كه بعد از خواندن نماز عصر در كنار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نشسته بوديم ناگه پيرمردى وارد شد و عرض كرد: يا رسولاللَّه! گرسنهام سيرم كن، عريانم بپوشان، فقيرم كمكم كن. (1ـ يؤثر اللَّه على نفسه.
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:49 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:45 توسط سحر
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
![]()
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:33 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آن زمان که خدا خلقت دنیا می کرد فاطمه بود در آنجا و تماشا می کرد با وجودی که نبی بود و علی بود و خدای خلقت کون مکان خاطر زهرا می کرد دختری را که پدر ام ابیها می گفت زیر لب شکوه ز بی رحمی دنیا می کرد من ندانم چه به سر آمدنش از ظلم عدو کز خدا گاه دعا مرگ تمنا می کرد از فشار در و دیوار ندانم چه کشید راز ها پرده اش از سینه هویدا می کرد پهلویش را بشکستند به نا حق که چرا در بر ظلم طرفداری مولا می کرد من ندانم که چه رخ داد در آن کوچه که او رخ نهان از علی عالی اعلی می کرد از غم فاطمه افتاده گره در کارش آنکه صدها گره از مشکل ما وا می کرد (ژولیده نیشابوری)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:33 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اسماء بنت عمیس می گوید حضرت زهرا(س) در روز های آخر غمر به من فرمود:« من از کار مردم مدینه در مورد چگونگی حمل جنازه زنان ناخرسندم. زیرا بدن زنان نمایان است.» گفتم:«من آن هنگام که در حبشه بودم تابوت آنها را دیده ام.» سپس شاخه ی درختی را آوردو و تابوتی همانند تابوت های حبشه درست کردم. حضرت وقتی آن را دید فرمود:«بسیار خوب و عالی است.» (هنگامی که من از دنیا رفتم مرا با آن حمل کنید.) در ذیل این حدیث آمده است که حضرت زهرا(س) بعد از وفات رسول خدا(ص) هرگز لبخند نزده بود. تنها در این وقت که آن تابوت پوشیده شده را دید از خوشحالی خندید و فرمود:«این تابئت چقدر زیباست که مانع مشخص شدن حجم بدن می شود. » (ذخائرالعقبی، ص54 )
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:25 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امام جعفر (ع) از پدرانش نقل فرموده است که حضرت علی(ع) فرمود: فرد نابینایی اجازه خواست که به منزل فاطمه (س) وارد شود. آن حضرت به مانند پرده ای خود را از او پوشیده داشت. پیامبر(ص) به او فرمود:«چرا خود را پوشیده داشتی در حالی که نابیناست و تو را نمی بیند؟ » حضرت زهرا(س) عرض کرد:«اگر او مرا نمی بیند، من او را می بینم. او نیز رایحه و عطر را می بوید و شامه اش سالم است. » رسول خدا(ص) فرمود :«گواهی می دهم که تو پاره تن من هستی.» (بحارالانوار، ج43، ص 91)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:24 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
رسول خدا (ص) فرمود : هنگامی که خداوند متعال آدم ابولبشیر را آفرید و از روح خود در او دمید ، آدم به جانب راست عرش نگریست پنج نفر و شبح نوری را در حال رکوع و سجود دید. گفت : « پروردگارا! آیا قبل از من کسی را از خاک وگل آفریدی؟» فرمود :« نه! ای آدم» گفت : «پس این پنج نفر که به شکل و قیافه ی خودم می بینم کیستند؟» فرمود : «این پنج نفر از فرزندان تو می باشند که اگر آنان نبودند تو را نمی آفریدم. این پنج نفر کسانی هستند که برای آنها پنج اسم از اسامی خودم را جدا ساخته ام اگر آنان نبودند بهشت و دوزخ، عرش و کرسی، آسمان و زمین، ملائکه، انس و جن را نمی آفریدم.من محمودم و این محمد است. من عالی هستم و این علی است. من فاطرم و این فاطمه است. من احسانم و این حسن است و من محسنم و این حسین است.» (فرائد المسمطین، ج، ص 63)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 1:23 توسط سحر
|
|
|||||
|
|||||